انجمن
سایت
تیم ترجمه
  اطلاعیه مدیر:
 
sara.R عزیز کاربر برتر شد
 درجه: گروه ترجمه
 تعداد رای: 20
تاپیک برتر این ماه
 عنوان: ترجمه
 توضیح: فصل دوم سریال From Dusk Till Dawn
بخش تبلیغات بنری ثابت
تبلیغات
تبلیغات
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
Like Tree1Likes
  • 1 Post By moon.shine

موضوع: نقد و بررسی فیلم La La Land 2017 که جوایز گلدن گلوب رو درو کرد

  1. Top | #1
    moon.shine آنلاین نیست.
    مدیر انجمن
    121
    85

    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    57149
    سن
    26
    سپاس ها
    85
    سپاس شده 30 در 23 پست

    6 نقد و بررسی فیلم La La Land 2017 که جوایز گلدن گلوب رو درو کرد



    لالا لند :
    La La Land


    کارگردان : Damien Chazelle

    نویسنده : Damien Chazelle
    بازیگران :

    Ryan Gosling...Sebastian
    Emma Stone ...Mia
    Rosemarie DeWitt... Laura
    J.K. Simmons ... Bill
    رده سنی : PG-13 ( مناسب برای افراد بالای 13 سال)
    ژانر : کمدی - موزیکال

    زمان : 128 دقیقه



    دیمین شیزل کارگردان جوانی است که با ساخت دومین اثرش به نام « شلاق » در سال 2014 توانست موفقیتی بزرگ به نام خود ثبت نماید و در فصل جوایز نیز یکی از برترین ها باشد. حالا او با سومین اثر خود به نام « لالا لند » که باز هم ارتباط به موسیقی دارد به سینماها بازگشته است. شیزل با توجه به سن کم و ساخت یکی از موفق ترین آثار سال 2014 در سن 29 سالگی، یکی از استعدادهای درخشان سالهای اخیر سینما بوده است. اثر جدید شیزل نیز همانند « شلاق » تاکنون در فصل جوایز یکی از موفق ترین ها بوده و به نظر می رسد که این موفقیت ها همچنان ادامه داشته باشد. داستان فیلم درباره دختری به نام میا ( اِما استون ) است که یک بازیگر جوان است که منتظر است تا یک موفقیت بزرگ نصیبش شود و تبدیل به ستاره ای دست نیافتنی در هالیوود شود. میا در مسیر رسیدن به موفقیتش با یک نوازنده پیانو به نام سباستین ( رایان گسلینگ ) آشنا می شود که آرزو دارد تا کلوب هنرمندان شخصی خودش را بازگشایی نماید و بتواند معنای حقیقی هنر را در آن به نمایش بگذارد. آشنایی میا و سباستین منجر به ایجاد عشقی رویایی میان آنها می شود اما در ادامه عشق آنها دچار چالش هایی می شود که ...




    در دو دهه گذشته آثار موزیکال فراوانی ساخته شده اند که موفقیت های فراوانی را چه در اکران عمومی و چه در فصل جوایز از آن خود کرده اند که از آن جمله می توان به « شیکاگو » با حضور رنه زلوگر و کاترین زتا جونز اشاره کرد. اما تفاوت « لالا لند » با آثار موزیکالی که در سالهای گذشته ساخته شده اند در این است که این اثر برگرفته از آثار موزیکالی است که در دوران شکوه هالیوود به اکران عمومی در می آمدند و تصاویری سحرانگیز را بر پرده سینماها رقم می زدند تا تماشاگر از دنیای واقعی خود خارج شده و غرق در اوهام گردد، دورانی که افراد به یکباره زیر آواز می زدند و محیط اطرافشان فضای پایکوبی به خود می گرفت.

    « لالا لند » براساس چنین فرمولی ساخته شده است و در برگیرنده لحظات هیجان انگیز و شکوهمندی از زندگی است که تماشاگر را به راحتی در خود غرق می کند. در این فیلم زندگی واقعی و ناهموار به حاشیه رانده شده و به نظر می رسد که هرگز وجود خارجی نداشته است. زندگی هالیوودی در اینجا با زرق و برق فراوان به تصویر کشیده شده و رابطه عاشقانه میان میا را در رویایی ترین حالت ممکن در خود جای داده است. تماشای داستان عشق میان میا و سباستین یکی از جذاب ترین تجربه های سینمایی سالهای اخیر به شمار می رود.




    دیمن شیزل، با تسلط و وسواس فراوانی که بدون شک متاثر از مطالعه دقیق تاریخ فیلمسازی در هالیوود می باشد، با بکارگیری صحیح ابزارهای سینمایی، موفق شده تصاویر عشق میا و سباستین را در رویایی ترین و کلاسیک ترین حالت ممکن به تصویر بکشد که کاملاً به دل می نشیند و البته برای تماشاگر امروز سینما تازگی دارد. در واقع چنانچه از آن دسته علاقه مندان به سینما باشید که تا به امروز کمتر آثار موزیکال به سبک دوران شکوه هالیوود ( آثاری مانند « آواز زیر باران » ) را مشاهده کرده اید، « لالا لند » می تواند برایتان حس و حالی را به ارمغان بیاورد که آخرین بار تماشاگران سینما نیم قرن پیش آن را در سالن های سینما و پرده های عریض تجربه می کردند.

    قاب بندی هایی که شیزل در فیلم مورد استفاده قرار داده اغلب همانند تماشای یک رویا در خواب می باشد که با موسیقی فوق العاده تماشاگر را از دنیای واقعی دور کرده و به او سرزمینی را معرفی می نماید که حتی داستان عشق هایش نیز سرنوشتی به بلندای آسمان شب دارند. شیزل حتی در بخش هایی از فیلم نیز چنین مفهومی را بصورت تصویر در اثر می گنجاند و دو دل داده را به آسمان می فرستد تا لحظاتی در آن به دور یکدیگر چرخیده و تصاویری حیرت انگیز خلق نمایند که دل هر تماشاگری را بدست خواهد آورد.
    « لالا لند » در بخش های فنی بدون شک یکی از برترین های سال به شمار می رود. فیلمبرداری فوق العاده مخصوصاً در هنگامی که موسیقی به اثر افزوده می شود تماشایی و کم نقص است. طراحی لباس و صحنه یکی دیگر از نقاط قوت فیلم به شمار می رود که رنگ آمیزی های دقیق آن که برگرفته از موقعیت صحنه می باشد، توجه هر تماشاگری را به خود جلب خواهد کرد. « لالا لند » در بخش موسیقی نیز در اوج قرار دارد و قطعات شنیدنی فراوانی در فیلم وجود دارد که شیندنش لذت فراوانی دارد. شاید بتوان گفت زیباترین قطعه فیلم City of Stars باشد که عاشقانه است و پتانسیل های ماندگار شدن را داراست.با اینحال هنر کارگردان« لال لند » در این است که اگرچه همه چیز در فیلم دست نیافتنی و آسمانی به نظر می رسد اما در اواخر داستان این رویای خوشایند هالیوودی را به ورطه ای سوق می دهد که واقعیت تلخ ضمیمه اش می شود و در واقع در نقطه مقابل لحظات شیرین فیلم قرار می گیرد. شیزل به خوبی توانسته فصل پایانی داستان سحرانگیزش را به بهترین شکل ممکن به پایان برساند تا اثر صرفاً یک عاشقانه زیبا نباشد و پس از به اتمام رسیدن داستان تماشاگر زمان زیادی را برای تفکر نسبت به آنچه که دیده اختصاص دهد.

    رایان گسلینگ و اما استون که دو دل داده فیلم به شمار می روند، بهترین بازیهای دوران بازیگری خود را در « لالا لند » به معرض نمایش گذاشته اند و قطعا « لالا لند » شکوهمندترین فیلم این دو تا به امروز به شمار می رود. گسلینگ که با مجموعه ای از آثار مستقل خوش ساخت در سینما شناخته می شود و قبلا هم داستان عشق او در فیلم « دفترچه » طرفداران بسیاری را به خود جذب کرده بود، اینبار در « لالا لند » در نقش یک پیانیست عاشق تر از هر زمانی است. اما استون هم که روند کاری صعودی جالبی در در دوران بازیگری طی کرده و نمودار آن همواره صعودی بوده، در نقش میا چنان باورپذیر و راحت است که احتمالاً می تواند اصلی ترین گزینه برای اسکار امسال به شمار برود. شیمی رابطه گسلینگ با استون در فیلم فراتر از انتظار است و می توان تا مدتها این دو را با این فیلم به خاطر آورد.

    « لالا لند » تصویری رویایی اما خیالی از عشقی را عیان می سازد که خود سازندگان می دانند پوشالی است اما چنان زرق و برقی به آن بخشیده اند که هرکسی را در دام تصاویرش گرفتار خواهد کرد. دیمین شیزل به خوبی توانسته به سبک موزیکال های کلاسیک سینما اثری را روانه سینما کند که تمام و کمال، زیبایی تصویربرداری و موسیقی را به عرش رسانده و هر تماشاگری را در خود غرق می نماید. « لالا لبند » آگاهانه مخاطبش را با تصاویر رنگارنگ و جذاب فریب می دهد و ثابت می کند که هنوز هم می توان جادوی هالیوود را که اگرچه در درون خالی است، به تماشاگر عرضه کرد و حال او را تغییر داد. « لالا لند » دروغگوترین و در عین حال رویایی ترین عاشقانه سال است!
    منتقد : میثم کریمی
    منبع : مووی مگ






    منتقد: جیمز براردینلی-امتیاز 8.8 از 10 (3.5 از 4)


    "لالالند" که ساختش پس از «ویپلش» اولین اثر کارگردان «دیمین شَزل» قابل پیش بینی به نظر می رسید، جادویی از آب درآمده که این هم به لطف تسلط کامل فیلمساز بر موضوع است. شزل تنها قصد داستانگویی صرف ندارد (که البته داستان هم تعریف می کند). همچنین تنها نمی خواهد تماشاگر را تهییج کند. و قصد ندارد با استفاده از نوستالژی فیلم خود را ماندگار سازد (که البته تاثیر نوستالژی بر موفقیت این اثر در نگاه تماشاگر غیر قابل انکار است). "لالالند" نه تنها بهترین فیلم موزیکال تولیدشده در سال های اخیر است، بلکه مسلما بهترین محصول موزیکال (نه در حوزه انیمیشن) از هر نوعیست که از زمان فیلم دلنشین «مغازه کوچک وحشت» تولیدشده در سال 1986 روانه ی سینماها شده. بله، از «شیکاگو» پرطراوت تر، از «بینوایان» ناب تر و موفق تر از هر اثر مشابه دیگری.

    برای ساخت "لالالند" شزل زمان را به عقب بازگردانده. سبک، رویکرد، کار با دوربین، رنگ پردازی و بینش فیلم برآمده از قلب دهه 1950 است. بازیگران اصلی، «رایان گاسلینگ» و «اما استون» به تناوب تداعی گر جین کلی، فرد آستر و جینجر راجرز (بازیگران سبک موزیکال) هستند. شزل و فیلمبردارش، «لاینوس سندگرن»، برداشت های بلند را دوست دارند و مسلما هیچ کدام به اندازه ی صحنه ی آغازین، جاه طلبانه نیست؛ سکانسی که رانندگان در یک آزادراه پرترافیک از ماشین هایشان خارج می شوند و از رقص و آواز خواندن به مثابه التیامی برای کاستن تنش جاده ی عذاب آور استفاده می کنند. علاقه ی سازندگان این فیلم به عصر طلایی موزیکال، به وضوح در این صحنه مشخص است و این علاقه در تک تک نما های "لالالند" نفوذ کرده. به استثنای تعدادی اظهارات توهین آمیز (که احتمالا به دلیل قرارگرفتن در رده های بالاتر درجه سنی در فیلم گنجانده شده)، عنصری در فیلم نمی توان یافت که با حال و هوای دهه 1950 در تناقض باشد. طراحی صحنه مدرن است اما کاملا حسی کلاسیک را به تماشاگر منتقل می کند که از نکات مثبت فیلم به شمار می رود.



    دیمین شزل نه تنها به موزیکال های کلاسیک علاقمند است، بلکه عاشق سبک جاز هم هست. این علاقه در «ویپلش» فیلم قبلیش هم مشهود بود ولی این جا کاملا مشخص است. شخصیت مرد اصلی فیلم یک موسیقی دان جاز ناامید است و جنبه ی کلیدی داستان بر همین تغییر گرایش او از موسیقی به بانوی اول فیلم استوار است. شزل از نمایش انواع موسیقی جاز هیچ ابایی ندارد؛ او سبک کلاسیک را به شیوه ای ماندگار و مدرن نمایش داده که بینندگان نسل جوان را نیز جذب می کند. «جان لجند» نیز بعدتر به فیلم اضافه می شود.

    "لالالند" به پنج بخش تقسیم شده که در فصول سال نمود پیدا کرده: زمستان، بهار، تابستان، پاییز، زمستان. اگرچه در ابتدا تجدید خاطراتی برای موزیکال های قدیمی به چشم می آید، اما به تدریج هویت خود را یافته و تثبیت می کند. از لحاظ موضوعی، فیلم هیچ نوآوری پیش گامانه ای ندارد. از آن نوع داستان هاییست که پسر دختر را می بیند، پسر و دختر عاشق هم می شوند و پسر دختر را از دست می دهد و در ضمن به بیننده خاطرنشان می سازد که هر رویایی بهایی دارد. "لالالند" یک فیلم رویایی اما واقع گرایانه است. به جای این که پایانی شاد داشته باشد که هرچیزی در آن امکان پذیر است، به نوعی معکوس فیلم «چه زندگی شگفت انگیزی» می باشد که نشان می دهد چگونه شرایط در یک فیلم با دیگری متفاوت است.



    شزل از بازیگران اصلیش کاری می خواهد کارستان! آن ها باید آواز بخوانند (و بسیار خوب هم می خوانند) و برقصند (که در این یکی بیش از حد خوبند). بازیگران باید قادر باشند تعادل کمدی و درام را حفظ کنند و هنگام خیره شدن به یکدیگر و گرفتن دستان همدیگر چشمانشان برق بزند. گاسلینگ و استون بازیگران ماهری هستند (هر دو نامزد اسکار بوده اند) اما در این جا علاوه بر بازیگری، شیمی بینشان نیز بسیار مهم است که البته بی نقص از آب درآمده. آوازخوانی گاسلینگ و استون در این فیلم دیدنی و شگفت انگیز است (پس از یک شروع نه چندان مطمئن، استون بیننده را میخکوب می کند). شزل تلاش داشته تا از صدای اصیل خود بازیگران استفاده بهینه را ببرد و به جای استفاده از خوانندگانی در پشت صحنه همانند «مارنی نیکسون» (بانویی که در عصر طلایی موزیکال در پشت صحنه بسیاری از فیلم ها به جای بازیگران اصلی آواز خواند)، به فیلمش اعتباری دوچندان ببخشد. دوره ای در فیلم وجود دارد که شزل عامدانه بر خلاف قواعد رایج دهه 1950 عمل کرده.



    اولین ملاقات بیننده با میا (اما استون) و سباستین (رایان گاسلینگ) در ترافیک آزادراه است که البته هیچ کدام در رقص و آوازخوانی مذکور در آن صحنه شرکت نمی کنند. زندگی آنان همانند ماشین هایشان ایستا و بی رمق است. رویاهایشان دور از انتظار و دست نیافتنی به نظر می رسند. سباستین رویای تاسیس کلوب جاز خود را در سر می پروراند اما در حال حاضر مشغول نواختن پیانو در روزهای کریسمس و در رستوران «جی.کی سیمونز» بداخلاق است. میا هم بازیگر سرحالیست که منتظر پیشنهادات مختلف بازیگریست اما اکنون بالاجبار به عنوان باریستا (شخصی که در قهوه خانه نوشیدنی های با پایۀ اسپرسو را آماده و تحویل می دهد) فعالیت می کند. این دو سرگردان به راه خود ادامه می دهند تا این که با هم ملاقات می کنند. سه بار طول می کشد تا جرقه ی احساسی بین این دو زده شود. تابستان فرا می رسد و این دو عاشق یکدیگرند اما به تدریج میزان حرارت عشق آن ها همانند ترتیب فصول سال به ورطه ای قابل پیش بینی سقوط می کند.



    نشاط موجود در "لالالند" گستاخانه است اما هیچ گاه شیرین نیست. این نکته ی کلیدی چیزیست که فیلم به دنبال آن است. فیلم به ما اجازه می دهد با شخصیت ها برقصیم اما این احساس هیچ گاه مصنوعی به نظر نمی رسد. لحظات دراماتیک آن، بسیار هوشمندانه تر از موزیکال های مشابه است. شزل به گسترش داستانی یک اثر عاشقانه ی شخصیت محور و متقاعدکننده به اندازه موسیقی متن بها داده. اگرچه تمامی آوازها و ترانه ها ماندگار نیست، اما حداقل دو قطعه ی «مصاحبه ی شغلی» از میا و «شهر ستارگان» از سباستین گوش نواز و شنیدنیست. این ترانه ها معمولی نیستند که به راحتی در میان الحان مشابه گم شوند. پنج یا شش قطعه ی اصیل در فیلم وجود دارند که محال است به این زودی ها فراموش شوند (موسیقی فیلم اثر جاستین هورویتس و ترانه ها نوشته ی «بنج پاسِک» و «جاستین پائول» هستند).


    ظاهرا هر سال در فصل جوایز اسکار بینندگان می توانند یک یا دو اثر موزیکال جدید تماشا کنند. بیشتر آن ها خوش ساخت، ماهرانه و در اجرا بی عیب و نقص هستند. اما هیچ یک از آثار موزیکال اخیر هالیوود نتوانست همانند اثر باشکوه و قدرتمند "لالالند" بر من تاثیر بگذارد. فیلمی که یکی از نمونه های بارز سرگرمی ناب در سال 2016 است.


    مترجم: بابک مؤیدزاده
    منبع : نقد فارسی

    ویرایش توسط moon.shine : 01-09-2017 در ساعت 13:03
    Ali_ pakbaz likes this.
    کاربر روبرو از پست مفید moon.shine سپاس کرده است . Ali_ pakbaz (01-20-2017)


  2. Top | #2
    Ali_ pakbaz آنلاین نیست.
    مدیر انجمن
    1,481
    6,472

    عنوان کاربر
    مدیر انجمن
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    شماره عضویت
    14442
    سپاس ها
    6,472
    سپاس شده 5,371 در 1,371 پست
    یه فیلم به تمام معنا درخشان..
    کاربر روبرو از پست مفید Ali_ pakbaz سپاس کرده است . moon.shine (01-21-2017)
    http://s5.picofile.com/file/8283457242/531612_10151981962635613_1913302529_n.jpg

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. برندگان گلدن گلوب 2017 مشخص شد
    توسط moon.shine در انجمن اخبار سینمای هالیوود
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 01-09-2017, 12:07
  2. پیش بینی فعلی کاندیداها و برنده های مراسم اسکار 2017 .:||:. تحریریه جهان زیرنویس .:||:.
    توسط moon.shine در انجمن اخبار جدید فیلمها و سریال ،اختصاصی جهان زیرنویس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 01-08-2017, 22:01
  3. پیش بینی برندگان مراسم گلدن گلوب 2017
    توسط moon.shine در انجمن اخبار سینمای هالیوود
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 01-08-2017, 16:51

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •